گیتهاب و جهان
تا سال ۲۰۰۶، گیت ابزار اصلی هستهٔ لینوکس بود و پروژههای دیگری هم به آن روی آورده بودند. اما شهرتش چندان خوشایند نبود: توانمند، سریع و دشوار. اندرو مورتون، یکی از برنامهنویسان باسابقهٔ هسته، به شوخی گفته بود گیت «عمداً طوری طراحی شده که حس کنید کمتر از آنچه فکر میکردید باهوشید».
چرا گیت سخت بود
توروالدز در گفتوگوی سال ۲۰۱۵ با بنیاد لینوکس صادقانه پذیرفت که این شهرت بیدلیل نبود. به گفتهٔ او، یکی از دلایل این بود که گیت واقعاً پیچیده بود: نخستین کاربرانش باید مجموعهای از دستورهای ناهموار را یاد میگرفتند، چون همهٔ تلاش صرف درستکردن فناوری اصلی شده بود و تقریباً هیچ تلاشی برای آسانکردنش نشده بود. او افزود که این وضعیت بیشتر در شش ماه تا یک سال نخست صادق بود.
دلیل دیگر، تفاوت بنیادی گیت با ابزارهای قدیمیتر بود. برنامهنویسانی که ده یا بیست سال با ابزارهای متمرکز کار کرده بودند، با مفاهیم و دستورهای تازه روبهرو میشدند. حتی شمارهٔ نسخهها هم عجیب بود: بهجای شمارههای مرتب مانند ۱٫۳٫۱، رشتهای ۴۰ نویسهای از عدد و حرف. توروالدز تأکید کرد که این تفاوتها «بیدلیل» نبودند؛ لازم بودند.
یک وبگاه، یک ایدهٔ اجتماعی
در همین فضا، گروهی کوچک ایدهای ساده داشتند: اگر گیت قدرتمند است اما سخت، چرا جایی نسازیم که میزبانی مخزنها را آسان کند و کار با کد را به تجربهای اجتماعی تبدیل کند؟ در ۱۰ آوریل ۲۰۰۸، کریس وانسترث، یکی از بنیانگذاران، در وبلاگ شرکت نوشت: «گیتهاب رسماً راه افتاد. از همهٔ شما برای دورهٔ آزمایشی عالی سپاسگزاریم.»
ایدهٔ گیتهاب فراتر از نگهداری کد بود. هر کس میتوانست صفحهٔ شخصی داشته باشد، کار دیگران را دنبال کند، از پروژهای نسخهای برای خودش بردارد و تغییرات پیشنهادیاش را با «درخواست ادغام» برای صاحب پروژه بفرستد. گفتوگو دربارهٔ کد، کنار خود کد انجام میشد. ناگهان برنامهنویسی، که اغلب کاری تنها و پشت درهای بسته بود، به فعالیتی عمومی و دیدنی تبدیل شد؛ چیزی شبیه به یک شبکهٔ اجتماعی برای سازندگان.
نگاه سازنده
جالب است که توروالدز خودش منتقد بخشی از این تجربه بود. او در همان گفتوگو گفت گیتهاب «سرویس میزبانی بسیار خوبی است» و هیچ مخالفتی با آن ندارد؛ اما بهعنوان بستری برای توسعه، دستکم برای پروژهای مثل هسته، را بسیار محدود میدانست. به نظر او، رابطهای وبی آن زمان رفتارهای نادرستی مانند توضیحات ضعیف برای تغییرات را تشویق میکرد، هرچند پذیرفت که برخی از این مشکلات بعدها رفع شد.
این دوگانگی آموزنده است: ابزاری که برای یک گروه حرفهای با روشهای بسیار ویژه ساخته شده بود، با لایهای سادهتر در اختیار میلیونها نفر قرار گرفت. شاید آن لایه برای هسته مناسب نبود، اما برای بقیهٔ دنیا درِ ورود را باز کرد.
از ابزار تا زیرساخت
گیت و گیتهاب با هم رشد کردند. توروالدز در ۲۰۱۵ گفت با وجود «لختی» زیادی که در تغییر ابزارهای مدیریت نسخه وجود دارد، گیت «در نهایت بهطرز شگفتآوری سریع» پروژههای دیگر را فتح کرد.
در ۴ ژوئن ۲۰۱۸، مایکروسافت اعلام کرد گیتهاب را به ارزش ۷٫۵ میلیارد دلار، بهصورت سهام خود، میخرد. در اطلاعیهٔ رسمی آمده بود که گیتهاب در آن زمان بیش از ۲۸ میلیون برنامهنویس دارد و بهصورت مستقل به کار ادامه خواهد داد. نت فریدمن مدیرعامل گیتهاب شد و کریس وانسترث به مایکروسافت پیوست.
نقطهٔ عطف
نقطهٔ عطف این قسمت، لحظهای بود که یک فناوری قوی، تجربهای ساده و اجتماعی پیدا کرد. ابزاری که از دل یک بحران برای یک پروژه ساخته شده بود، زیرساخت همکاری بخش بزرگی از برنامهنویسان جهان شد.
درسی برای کسبوکارها
فناوری قوی کافی نیست؛ تجربهٔ کاربری و جامعه است که آن را فراگیر میکند. گاهی بزرگترین ارزش در ساختن موتور نیست، در ساختن فرمان و صندلی راحت برای آن است.
دوم، نقد سازنده را جدی بگیرید، حتی اگر از کسی بیاید که محصولش پایهٔ کار شماست.
سوم، روی ابزار باز کسبوکار بسازید و به آن بازگردانید. گیتهاب روی گیت ساخته شد و به رشد گیت کمک کرد؛ رابطهای دوسویه.
مجموعهٔ بعدی: پیش از همهٔ اینها، در ۱۹۹۸، یک شرکت بزرگ اینترنتی دست به قماری بیسابقه زد و کد مرورگرش را باز کرد. داستان نتاسکیپ و تولد فایرفاکس.